+ - x
 » از همین شاعر
1 معجزه نیست جان من! شعبده بازی میکند
2 دل بسته ام به شعر چسان در برش کنم؟
3 پیچ در پیچ
4 لحظه یی که زندگی در فکر نان آلوده شد
5 خوش بحال ما که ما را این در و دیوار هست
6 کرزیا! چشم ترا صدقه که گریان می کند
7 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
8 یک عُمر، گپ مفت ز هر شحنه خریدیم
9 اینجا بلوغ را به سر دار می کشند
10 ای ساقی خوش اندام جام وفا بیاور

 » بیشتر بخوانید...
 جانا بیار باده و بختم تمام کن
 گر بی دل و بی دستم وز عشق تو پابستم
 از پگه ای یار زان عقار سمایی
 عاشقی بر من پریشانت کنم
 ایا مربی جان از صداع جان چونی
 از آن جام که شکست...
 هرچه سیبی که داده بود خدا
 آیینه شکسته
 امروز چنانم که خر از بار ندانم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتند چنانیم و بوالله که چنین ایم
در بیشه چو ببریم و ددان را به کمینیم

پرواز نکردیم که افلاک بگیریم
لیکن به زمین جمله سزاوار نگینیم

مستیم و الستیم و در میکده بستیم
افسانه ی ننوشته ی عشق و دل و دینیم

با دانش و عقل و خرد و جمله مزایا
ما لاشتک محکم ایزار زمینیم

ما اهل نبردیم و یقین دار که مردیم
چندیست ولیکن که کمی خانه نشینیم

مشغول نمازیم و گرفتار مناجات
غیر از دو سه سریال به یک روز نبینیم

پاینده تر از ما به جهان کیست؟ کجا؟ کو؟
تاریخ سگ ماست که شایسته ترینیم

صد نسل دگر زین به پشت اند همه مردم
نازند به این بخت که ما پشت به زینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *