+ - x
 » از همین شاعر
1 زلزله
2 گلهای اطلسی
3 خیابان
4 گردن خم نمی کنم
5 کبریت
6 تیمسار
7 صدای پای من همیشه تنهاست
8 باران
9 کی می آیی
10 روی خودم تا شده ام

 » بیشتر بخوانید...
 بیست و سوم
 کجکنن اغلن اودیا کلکل
 آدمیی، آدمیی، آدمی
 در نظربازی ما بی خبران حیرانند
 چهار بیتی ها
 هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
 جنگل
 چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من
 من و یک گوشه تنهایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کبریت آتش زد مرا با دفترم سوخت
آبِ دهان انداختم حرفِ ترم سوخت
یک عمر زحمت های در تنهایی شمع
دیشب تمام شعرهای دفترم سوخت
پروا نمی کردم اگر پروانه بودم
تا آمدم پر واکنم بال و پرم سوخت
می خواستم از آبگیر شب کمی مهتاب بردارم
مرهم کنم دستم سر خواب عمیق آب بگذارم
خورشید چون فواره ای قد می کشید از کوه
پروانه روی شمع توی بسترم می سوخت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *