+ - x
 » از همین شاعر
1 پادگان
2 نگاهبان
3 تیمسار
4 افتادن از چشمهایت پاییز بود
5 ماه کُشی
6 کی می آیی
7 گلهای اطلسی
8 فرضیه
9 بادراه
10 عکس

 » بیشتر بخوانید...
 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
 مستدرکات
 گل بی رخ یار خوش نباشد
 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
 از بهر مرغ خانه چون خانه ای بسازی
 خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
 سوار برق عمرم ، نیست برگشتن عنانم را
 تابکی گردم از آن دلبر خودکام جدا
 مات خود را صنما مات مکن
 عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

داسی به گردن داشتی
حالا طنابی
چه خاکی سرت ریختی که فواره زد
از چشمهایت
چیزی که از آن می گریزی
مرا به لا وقعی نیست
بالای خوابگاهم
بالاتری یا نه؟
تنها
آهی به سوی تو پرتاب می کنم
زمین
پایین تر افتاده ست
بالاتری یا نه!؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *