+ - x
 » از همین شاعر
1 لالایی
2 کاغذ دیواری
3 صدای پای من همیشه تنهاست
4 بادراه
5 ماه کُشی
6 گورستان
7 زلزله
8 کی می آیی
9 خانه را در بی کسی طی می کنم
10 بدرود

 » بیشتر بخوانید...
 باژگونی
 ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
 من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
 ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا؟ چرا؟
 هرچند که در هستی خود خاک ندارم
 هم دانه امید به خرمن ماند
 در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
 هرگز دل من ز علم محروم نشد
 بیمار
 دو چشم آهوانش شیرگیرست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از پل های هوایی رد نمی شوم
اینجا راه رفتی هنوز پابرجاست
صدای مردن از روی پله های افتادن
حال جوانم روی پیری پرت کرد
دیگر از عبور در حاشیه خسته ام
و از گاوهای پوزخندی که قلاب می شود دم قصابی
باید به جایی برگشت خورد
که تنها مزاحم تنهایی ماه باشد
ماهی که فقط توی شب های چاه نباشد
کنار شیهه ی کشداری که می کشد یابو
دوباره باید صدای چوپانی نی شد
با گاوها به چرا ی علف های هرز آری گفت
و شب همه شب به شب نشینی مادیان همسایه رفت
دوباره باید هوایی شد ها ااااا!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *