+ - x
 » از همین شاعر
1 در میدان
2 شبانه
3 سرود ابراهیم در آتش
4 آخرین تیر ترکش آنچنان که می گویند
5 از زخم قلب آبایی
6 محاق
7 از عموهایت
8 ماهی
9 مجال
10 انتظار

 » بیشتر بخوانید...
 با این همه مهر و مهربانی
 به شهبازان قربش آشيان بی آشيانی ها
 عاقبت عشقت مرا رنجور کرد
 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
 صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
 ای عشق
 چو تخم اشک به کلفت سرشته اند مرا
 معاشران گره از زلف یار باز کنید
 گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد
 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به نوکردنِ ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.

داسی سرد بر آسمان گذشت
که پروازِ کبوتر ممنوع است.



صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.



ماه
برنیامد.



۹ آبانِ ۱۳۵۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *