+ - x
 » از همین شاعر
1 کشتند بشر را که سیاست این است
2 هر ذره ی خاک من زبانی دارد
3 این سنگ ملون که گهر می نامند
4 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
5 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
6 از مرگ نترسم که مددکار من است
7 صبح است ز خرمی جهان می خندد
8 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
9 سر راه غریبان خار روید
10 یارب دردی که ناله آغاز کنم

 » بیشتر بخوانید...
 ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
 ای خدا این وصل را هجران مکن
 هوسی است در سر من که سر بشر ندارم
 ز بزم وصل ، خواهشهای بیجا می برد ما را
 هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو
 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
 شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
 زاهد ردا وجبه بود کسوت عذاب
 دو سروده تازه از شاپور احمدی
 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این کینه وران باز به نیرنگ دگر
دارند سر فتنه به آهنگ دگر
فریاد که این شعبده بازان هر روز
خواهند به نام آشتی جنگ دگر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *