+ - x
 » از همین شاعر
1 فاجعه
2 کندو
3 صدایم کن
4 مرا به خانه ام ببر
5 همسفر
6 مار در محراب
7 آوازهای سرزمین صبوری
8 فریاد زیر آب
9 خانه سرخ است
10 عشق من عاشقم باش

 » بیشتر بخوانید...
 کوکنار
 ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد
 بیا ای رونق گلزار از این سو
 خال سيه که در بر رخسار دلبرست
 آزادی
 اندر این جمع شررها ز کجاست
 جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
 ای بار خدای پاک دانای قدیر
 کباب کردی و بريان نمودی جان مرا
 غزل ز پردۀ گل ميتوان رساله ء بلبل

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شب آشیان شبزده
چکاوک شکسته پر
رسیده ام به ناکجا
مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست
کسی به فکر ما شدن
از آن تبار خود شکن
تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و
از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غمگسار نیست
مرا به خانه ام ببر
که شهر، شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نیست
سکوت نعره می زند
که شب، ترانه ساز نیست
مرا به خانه ام ببر
که عشق در میانه نیست
مرا به خانه ام ببر
اگر چه خانه، خانه نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *