+ - x
 » از همین شاعر
1 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
2 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود
3 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
4 یادش بخیر! خاطر آن کس که داغ داشت
5 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
6 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها
7 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
8 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
9 یک چهرۀ جدید... و حالا به زیر خاک
10 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری

 » بیشتر بخوانید...
 ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
 بوی مشکی در جهان افکنده ای
 تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد
 می دمد صبح و کله بست سحاب
 منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
 ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی
 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
 جنازه های متحرک

۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۵

شبی که چشم تو با چشم من مقابل بود
جنونِ خفته در آن چشم های قاتل بود

من و تو مثل دو ماهی، پرنده ها ساکت
دهان مسخرۀ مفتیان پر از گل بود

دو دستِ داغ که بر دَورِ گردنم پیچید
یگانه شاهد آن صحنه ماهِ کامل بود

اگر چه کشته مرا درد یک گناه، ولی
به هم رسیدن لب ها نیاز عاجل بود

دوباره قصۀ مجنون، دوباره رسوایی
که جرمِ مشترک عاشقان فقط دل بود

کنون گذشته از آن چه گذشت: می فهمم
که درکنار تو بودن، امید باطل بود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *