+ - x
 » از همین شاعر
1 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
2 گریه تلخ
3 جنازه های متحرک
4 خزان
5 قصه ی عشق
6 باور کن
7 این روز ها و خون من و گردن از شما
8 مادر
9 یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا

 » بیشتر بخوانید...
 بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن
 هیچ می دانی چه می گوید رباب
 عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو *
 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
 آخر کی شود از آن لقا سیر
 واژه ها
 مرا اقبال خندانید آخر
 باغ قالی
 من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
 ای شاخ گل

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

مادر مرا مپرس دلت از كجاست تنگ
تا این فضای غربت بی منتهاست تنگ

مادر مكن خیال كه تنهایی ام کم است
راهم سیاه و جاده بی انتهاست تنگ

از صورت غمین تو ام دل غمین شده
این خانه های چشم به اشكم بجاست تنگ

اینجا نه خواهریست نه ما را برادری
سودای جان بجانی دنیای ماست تنگ

مادر بیا ببین كه چه بی باك شد پسر
بر دختر تو ساحه ی دارلفناست تنگ

ما در بزرگ كرده ای ما را به خون دل
ای بی خبر كه صفحه دنیای ماست تنگ

مادر كه رفته ای و ملالم ندیده ای
قلبم شكسته خاطر من تا كجاست تنگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *