+ - x
 » از همین شاعر
1 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
2 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
3 ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
4 خم زلف تو دام کفر و دین است
5 چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
6 بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
7 مسلمانان مرا وقتی دلی بود
8 تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
9 راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
10 شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

 » بیشتر بخوانید...
 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
 عاقبت ای جان فزا نشکیفتم
 تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
 رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
 گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
 آری ستیزه می کن تا من همی ستیزم
 بیمار
 خره شو
 آن قصر که با چرخ همیزد پهلو
 نی سیم و نه زر نه مال خواهیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت
این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست
در سر هوس ساقی در دست شراب اولی
از همچو تو دلداری دل برنکنم آری
چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *