+ - x
 » از همین شاعر
1 گلوی شوق
2 تقصیر عشق بود
3 غزل تقویم ها
4 جغرافیای ویرانی
5 مساحت رنج
6 فصل وصل
7 نان ماشینی
8 اتفاق
9 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
10 شعری برای جنگ

 » بیشتر بخوانید...
 تجدید سحرکاری ست در جلوه زار عنقا
 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
 بهار و شاعر محبوس
 ماه پیشونی
 پاییز
 با جزئیات تازه یی برگشته بودم...
 دود
 سرود ملی
 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
 هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شب عبور شما را شهاب لازم نیست
که با حضور شما آفتاب لازم نیست
در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است
برای چیدن گل، انتخاب لازم نیست
خیال دار تو را خصم از چه می بافد؟
گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست
ز بس که گریه نکردم غرور بغض شکست
برای غسل دل مرده آب لازم نیست
کجاست جای تو؟ - از آفتاب می پرسم -
سوال روشن ما را جواب لازم نیست
ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم
برای دیدن تصویر، قاب لازم نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *