+ - x
 » از همین شاعر
1 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
2 مرا، دی شبنمی از برگ رخسارت حکایت کرد
3 پرندگان
4 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
5 نازنین بلقیس
6 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
7 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم

 » بیشتر بخوانید...
 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
 نگویی بهر دنیا گریه کردم
 آن خانه...
 امشب ای دلدار مهمان توییم
 خنک آنکس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شد
 چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
 حرم دام
 نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
 از مرز انزوا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پرندگان
از بیداد تفنگ گذشتند،
چشمه ها
ازجفای سنگ
و...
تو
درگیرچه مانده ای
-ای دل ِ تنگ!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *