+ - x
 » از همین شاعر
1 پرندگان
2 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
3 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
4 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
5 نازنین بلقیس
6 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
7 مرا، دی شبنمی از برگ رخسارت حکایت کرد

 » بیشتر بخوانید...
 می خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
 آتشی از تو در دهان دارم
 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
 شبی در بهار
 از اول امروز حریفان خرابات
 اتی النیروز مسرورالجنان
 گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
 بازآمد آستین فشانان
 آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی
 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
ز نو بساز و دلم چشمه، چشمه جاری کن

بیا، به باد بده خاک خاطرات کهن
نگاهی تازه بیفشان و آبیاری کن

مگو به هیچ کسی گرچه بیتو نتوانم
اگرچه راست. ولی،اندکی ستاری کن

بیا، مریم پاکیزه ای تراوت جان
نگاهی بر شب عیسای بی حواری کن

فسانه است که سیمرغ باز می آید
مرا، به لحظه ی پرواز گل گذاری کن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *