+ - x
 » از همین شاعر
1 قلمم زاده نیزار غم است
2 وه چه شادم که تو یارم شده ای
3 آواره تر از باد
4 پیش از تو
5 لبخند در سکوت تو در بند می شود
6 اگر تو گرم و من سردم
7 روزی برای دیدنت
8 چهار بیتی ها
9 اتحاد و اتفاق

 » بیشتر بخوانید...
 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
 سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
 خنک آن ملتی کز وارداتش
 بوی دلدار ما نمی آید
 به صورت یار من چون خشمگین شد
 هردم که یاد آن بت می نوش می کنم
 دوروزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را
 کی باشد من با تو باده به گرو خورده
 روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود
 اگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

اتحاد و اتفاق و اتفاق و اتحاد
تا نباشد می نیاید عدل و داد
در دبستانی که درسش بندگیست
خرم آن طفلی که ماند بیسواد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *