+ - x
 » از همین شاعر
1 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
2 صلاح کار کجا و من خراب کجا
3 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
4 عیشم مدام است از لعل دلخواه
5 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
6 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
7 خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
8 خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
9 در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
10 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

 » بیشتر بخوانید...
 پیوند
 کوچه ی معشوق
 سمفونی تاریک
 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
 قبله امروز جز شهنشه نیست
 مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند
 ای دل سرمست، کجا می پری؟
 دری و فارسی
 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
 یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
شطح و طامات به بازار خرافات بریم
سوی رندان قلندر به ره آورد سفر
دلق بسطامی و سجاده طامات بریم
تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند
چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم
با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم
همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم
کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم
علم عشق تو بر بام سماوات بریم
خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا
همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم
ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد
از گلستانش به زندان مکافات بریم
شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش
گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
فتنه می بارد از این سقف مقرنس برخیز
تا به میخانه پناه از همه آفات بریم
در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی
ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز
حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *