+ - x
 » از همین شاعر
1 صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
2 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
3 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
4 مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت
5 دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
6 صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
7 صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی
8 دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
9 ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز
10 هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک

 » بیشتر بخوانید...
 اگر ز ديدۀ غيرت حجاب می سپارد
 تعبیر بی خوابی
 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
 بدشت غم دلم ماوا گرفته
 هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم
 ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی
 ای عشق
 چهلم
 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
 شهر پر شد لولیان عقل دزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
این که می گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شب های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصف ملک سلیمان نیز هم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *