+ - x
 » از همین شاعر
1 سلامی چو بوی خوش آشنایی
2 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
3 خدا را کم نشین با خرقه پوشان
4 بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد
5 هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
6 دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده
7 گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
8 دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد
9 سلیمی منذ حلت بالعراق
10 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

 » بیشتر بخوانید...
 ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
 یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست
 ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
 تا به شب ای عارف شیرین نوا
 بیایید بیایید به گلزار بگردیم
 نقد مدرن
 هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی
 آمویه
 اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
 دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
از بخت شکر دارم و از روزگار هم
زاهد برو که طالع اگر طالع من است
جامم به دست باشد و زلف نگار هم
ما عیب کس به مستی و رندی نمی کنیم
لعل بتان خوش است و می خوشگوار هم
ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند
و از می جهان پر است و بت میگسار هم
خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست
مجموعه ای بخواه و صراحی بیار هم
بر خاکیان عشق فشان جرعه لبش
تا خاک لعل گون شود و مشکبار هم
آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین
خصم از میان برفت و سرشک از کنار هم
چون کائنات جمله به بوی تو زنده اند
ای آفتاب سایه ز ما برمدار هم
چون آب روی لاله و گل فیض حسن توست
ای ابر لطف بر من خاکی ببار هم
حافظ اسیر زلف تو شد از خدا بترس
و از انتصاف آصف جم اقتدار هم
برهان ملک و دین که ز دست وزارتش
ایام کان یمین شد و دریا یسار هم
بر یاد رای انور او آسمان به صبح
جان می کند فدا و کواکب نثار هم
گوی زمین ربوده چوگان عدل اوست
وین برکشیده گنبد نیلی حصار هم
عزم سبک عنان تو در جنبش آورد
این پایدار مرکز عالی مدار هم
تا از نتیجه فلک و طور دور اوست
تبدیل ماه و سال و خزان و بهار هم
خالی مباد کاخ جلالش ز سروران
و از ساقیان سروقد گلعذار هم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *