+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
2 فقط یکبار مینازم به بختم
3 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
4 لبخند
5 هم میهنم ز چیست که همتا نمی شویم
6 خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
7 ترا بهر ربودن دوست دارم
8 زعشق آتشین تو به سوز دیگرم امشب
9 باورشکن
10 افسوس که من جدا زخاکت مردم

 » بیشتر بخوانید...
 من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا
 قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
 کبک
 قهرمانان
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 من اگر پرغم اگر خندانم
 در خاک و خون خزیدی، حتا کفن نداری
 حجلۀ زمین
 آه از عشق جمال حوریی
 ازل قيام ابد جلوهء خرامانش

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۱

نسیمی مژده یی آورده امشب
که از تن پیراهن را برده امشب
همان باغی که می چیدیم هم را
درختانش دگر گل کرده امشب


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

فیض بارش:

درود ها بانو سعید قلم ات بلند بادا

(تا یک نگه بینم ترا بک عمرت ارمان میکنم)




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *