+ - x
 » از همین شاعر
1 تا آرزوی دیدن تو می شود غزل
2 خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
3 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
4 می واژه
5 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
6 تو مردِ شهر پندار کجایی
7 به باغم لاله شانم، خون بروید
8 در آغوشت شبی گر خفته باشم
9 قد کوتاه حقم را که دیدم
10 در پیکر من سیخ و جگر می روید

 » بیشتر بخوانید...
 هر کی در او نیست از این عشق رنگ
 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
 ای بگفته در دلم اسرارها
 چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
 جان جان مایی، خوشتر از حلوایی
 خُلق های خوب تو پیشت دود بعد از وفات
 اگر چه لطیفی و زیبالقایی
 جنگ تریاک
 یک عُمر، گپ مفت ز هر شحنه خریدیم
 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

قد کوتاه حقم را که دیدم
فتاوی زیر پایم خشت، چیدم
برابر شد قد من با قد تو
نفس در لای موهایت کشیدم


12- مهر – 1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *