+ - x
 » از همین شاعر
1 شباهنگ
2 در پیکر من سیخ و جگر می روید
3 چشمان مرا به بلخ زیبا ببرید
4 اگر خونین دلم یاقوت گردد
5 شب
6 مرز
7 افسوس که من جدا زخاکت مردم
8 تشنه
9 قد کوتاه حقم را که دیدم
10 سُهشی

 » بیشتر بخوانید...
 آن ره که بیامدم کدامست؟!
 شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
 عشق مرا بر همگان برگزید
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 خلق می جنبند مانا روز شد
 بیا ای آنک سلطان جمالی
 ای دشمن روزه و نمازم
 گر ز سر عشق او داری خبر
 ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

به باغم لاله شانم، خون بروید
دل هر کُشته یی بیرون بروید
گذار کِی به گندمزار من شد؟
که گندم کارم و افیون بروید

4- مهر- 1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *