+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر خونین دلم یاقوت گردد
2 چشمان مرا به بلخ زیبا ببرید
3 در آغوشت شبی گر خفته باشم
4 نشد از پرده تنها حق رخ تابیدنم پنهان
5 زعشق آتشین تو به سوز دیگرم امشب
6 در پیکر من سیخ و جگر می روید
7 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
8 تا شنیدم که نیایی سخنم را یخ زد
9 کَلفَهشنگ
10 ترا من سخت بیجا دوست دارم

 » بیشتر بخوانید...
 اگر این مکتب است و این ملا
 هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی
 هر کی بالاست مر او را چه غمست
 ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را
 گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
 یکی گولی همی خواهم که در دلبر نظر دارد
 چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
 خواب
 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
 امشب جان را ببر از تن چاکر تمام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
لبانم را « گلاب تر » بگویی
لبانت را دو ساغر مَی بنوشم
شبم گر یک دهن « دلبر » بگویی

21- شهریور-1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *