+ - x
 » از همین شاعر
1 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها
2 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
3 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
4 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری
5 بعدِ ما هم روز است و روزگاری، می رسد
6 روزگارت غرق دلتنگی و ناچاری شده
7 زنده گی سایۀ سروی ست که بر آب روان افتاده
8 اگریک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
9 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
10 دیوانه تا نمُرد ازت چشم بر نداشت

 » بیشتر بخوانید...
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 علم کل چيست بگو نقطهء نادانی ما
 رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
 تو در دریا نئی او در بر تست
 مگردان روی خود ای دیده رویم
 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
 عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
 ما در جهان موافقت کس نمی کنیم
 سکهء غم که بنام من شيدا زده باز
 ما مست شدیم و دل جدا شد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
آلوچه های پخته از دست مان بلند است

پیش از تو هم کسانی از این سرک گذشتند
لطفا بایست مریم! پایان جاده بند است

کلکین کوچکی را در آسمان بنا کن
چیزی که آدم انباشت، یک عصر بوی گند است

هرکس به وزن مغزش مارا نصیحتی کرد
آسایش دو گیتی تفسیر یک چرند است*

در بیت های شعری دنبال من نگردی
چون جای شور بختان دل های مستمند است

نبض زمانه را کس جز ما نمی شناسد
یک شب بهای سکست، لطفا بگو که چند است؟

***

*آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفست
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

حافظ


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

waqidullah sarwari:

waqian ki zibaast




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *