+ - x
 » از همین شاعر
1 من کیستم؟
2 چهار بیتی ها
3 مختار من
4 بی تو نمی شود قدم زندگی زنم
5 تو رونقی به نغمه غیجک می شوی
6 من از آغاز آزادم
7 هدیه
8 صدف خیال خامم به کناب ساحل تو
9 برگ خزانی دل من زرد گشته است
10 سحر از پی ندارد شام غمگینی که من دارم

 » بیشتر بخوانید...
 گر لب او شکند نرخ شکر می رسدش
 نه تبار زير و بم آشنا شده دست پرده نواز ما
 کو مطرب عشق چست دانا
 کسی چه شکر کند دولت تمنا را
 خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
 ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
 شه بیت
 خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه
 دشمن خویشیم و یار آنکه ما را می کشد
 آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


بی تو صدای شرشر آبشار دلخراش
بی تو کنار پنجره های اتاق سرد
بی تو فضای عیش و طرب تنگ و تار و ضیق
بی تو گل تبسم و لبخند هاست خشک
بی تو نمی شود قدم زندگی زنم
در جاده های پر خم و پر پیچ زندگی

بشنو!
بشنو شبی گذشت
بی تو چه کرده ام؟

یک ساعتی سکوت
یک ساعتی خیال
سک ساعتی امید
یک ساعتی جنون
یک ساعتی شکیب
باقی به گریه، گریه ابر بهار بود

آنگاه که صبح شد
دیدم غزال های سرشک دو چشم را
بر دشت خشک خلوت دامن رمیده اند

بدخشان
1384


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

صبغت الله :

شعری خوبی بود. و من هم بدخشی ام. اما دورافتادم ازشما عزیزان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *