+ - x
 » از همین شاعر
1 دلم من خانه ی یک قرن خون است
2 شهر ما خوبترین شهر زمین
3 خورشید قاتل است
4 روز رویدن لاله به باغ
5 مادر مرا نبخش
6 عشق رفت
7 گلیم بافته دست پدرم

 » بیشتر بخوانید...
 واژه ی منفی
 شاعر، غزل بگو، که غزل خوان هنوز هست
 در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
 بسمل ناز
 به خدایی که در ازل بوده ست
 رو قرار از دل مستان بستان
 گورستان
 بر قله ی کهسار، درختی برپاست
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


شبنم می شوم
بر گل روی تو
تا آنکه آفتاب چشم حسود خویش
بر من خیره کند
تا آنکه چهره ام
در دامن خوشت
یک سجده جایگاه
یادگار می زند
شبنم می شوم
بر گل روی تو

تا آنکه جان دهم
در گرمی تنت
تا برگ برگ گل
شاهید شود بر این
که خورشید قاتل است

دلو 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *