+ - x
 » از همین شاعر
1 گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
2 ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
3 زبان خامه ندارد سر بیان فراق
4 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
5 درد ما را نیست درمان الغیاث
6 رونق عهد شباب است دگر بستان را
7 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
8 دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده
9 دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
10 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

 » بیشتر بخوانید...
 ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
 سبت سلمی بصدغیها فؤادی
 ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
 واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
  چو نيست راحت از آن به جور يار بساز
 اندر مذمت انواع آزادی
 بنمود وفا از این جا
 ما ز یاران چشم یاری داشتیم
 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
 دجود است اینکه بینی یا نمود است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع
شراب خانگیم بس می مغانه بیار
حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع
خدای را به می ام شست و شوی خرقه کنید
که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع
ببین که رقص کنان می رود به ناله چنگ
کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع
به عاشقان نظری کن به شکر این نعمت
که من غلام مطیعم تو پادشاه مطاع
به فیض جرعه جام تو تشنه ایم ولی
نمی کنیم دلیری نمی دهیم صداع
جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد
ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *