+ - x
 » از همین شاعر
1 صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
2 دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
3 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
4 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
5 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
6 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
7 چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
8 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
9 در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
10 ز دست کوته خود زیر بارم

 » بیشتر بخوانید...
 نه من چين و نه جاپان می روم يار
 افسانه ی زندگی
 در لعل لبت گرچه حيات دو جهانست
 حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما را
 هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
 نماد ترازو
 چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
 کبک
 سکهء غم که بنام من شيدا زده باز
 شراب شیره انگور خواهم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف
همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح
چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش
شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری
می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست
می رود حافظ بی دل به تولای تو خوش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *