+ - x
 » از همین شاعر
1 عشق رفت
2 روز رویدن لاله به باغ
3 گلیم بافته دست پدرم
4 شهر ما خوبترین شهر زمین
5 مادر مرا نبخش
6 دلم من خانه ی یک قرن خون است
7 خورشید قاتل است

 » بیشتر بخوانید...
 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
 ای که ازین تنگ قفص می پری
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 آزادی
 عجب العجایب توی در کیایی
 دوش همه شب دوش همه شب
 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
 سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من
 گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق
 خلق می جنبند مانا روز شد

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱


گلیم بافت دست پدرم
فرش خانه دارم

گلیم بافت دست پدرم
تار هایش همه از حادثه ها
پود هایش همه فریاد شده
گل هایش همه رنگ اند بخون

هوش مرگ رفت ز زیبایی چودید
گلیم بافت دست پدرم

21 حوت 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *