+ - x
 » از همین شاعر
1 رازقی
2 آوازهای سرزمین صبوری
3 فاجعه
4 همسفر
5 خاک خسته
6 مرا به خانه ام ببر
7 پل
8 کندو
9 خانه سرخ است
10 ماه پیشونی

 » بیشتر بخوانید...
 از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
 ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
 اگر روپوش ادراکت بر افتد از جمال او
 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
 گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
 دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
 گریه تلخ
 در را كه محكم بر رویت می بندی
 رحم بر یار کی کند هم یار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برای ضیافت عشق
اگه شب، شب غزل نیست
اگه نور، آینه به آینه
اگه گل، بغل بغل نیست
برای گلدون دستات
یه سبد رازقی دارم
بهترین قلبو تو دنیا
برای عاشقی دارم
از تو تا ویرونی من
از تو تا مرز شکستن
فاصله، وا کردن در
فاجعه، صدای بستن
ترسم از بی رحمی شب نیست
ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز
ترسم از تدفین قمری هاست
سهمی از رجعت انسان
سهمی از خداشدن باش
سهمی از معجزه ی عشق
سهمی از معراج من باش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *