+ - x
 » از همین شاعر
1 آوازهای سرزمین صبوری
2 با من از ایران بگو
3 مار در محراب
4 ماه پیشونی
5 کندو
6 مرا به خانه ام ببر
7 رازقی
8 صدایم کن
9 عشق من عاشقم باش
10 قصه ی وفا

 » بیشتر بخوانید...
 مسلم آمد یار مرا دل افروزی
 برآن سرم که ز دامن برون کشم پا را
 دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
 ای گزیده یار چونت یافتم
 بیست و هشتم
 رويت اگر ز پيش نظر دور نمی شد
 عیش داند دل سرگشته پریشانی را
 ترا بهر ربودن دوست دارم
 شاها بکش قطار که شهوار می کشی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تنها تر از انسان، در لحظه ی مرگ
ساده تر از شبنم رو سفره ی برگ
مطرود هم قبیله، محکوم خویشم
غریبه ای طعمه ی این کندوی نیشم
نفرینی آسمون، مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا، هوای پاکم
تن خسته از تقویم، از شب شمردن
با مرگ ساعت ها، بی وقفه مردن
هم غربت بغض شب، مرگ چراغم
تو قرق زمستونی، اندوه با غم
ای دست تو حادثه تو بهت تکرار
پا بسته ی این مردابم، بیا سراغم
تولدم زادن کدوم افوله
که بودنم حریص مرگ فصوله
خسته از بار این بودنم، نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه، بی التهابم
تشنه ی تشنه تشنه ام، خود کویرم
با من مرگ سنگ و انسان، تاریخ پیرم
من ساقه ی نورم، میراث مهتاب
تسلیم تاریکی، تو جنگل خواب
ای ساقه ی عطوفت، ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین
ای اسم تو جواب همه سوالا
از پشت این کندوی شب
منو صدا کن، صدا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *