+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
2 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
3 کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
4 گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو
5 من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
6 خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
7 صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
8 دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
9 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
10 هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

 » بیشتر بخوانید...
 شبانه
 بشنو تو برتری
 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
 گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
 این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
 آنک چنان می رود ای عجب او جان کیست
 خدایا رحمت خود را به من ده
 تو مردِ شهر پندار کجایی
 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
 انتخاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک
جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل نگران است
گو می رسم اینک به سلامت نگران باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش
ای درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *