+ - x
 » از همین شاعر
1 حسرت فروش
2 بسمل ناز
3 لعل جان بخش
4 خاکستر پروانه
5 رنگ آرزو
6 لشکر مژگان
7 دیوانه می رقصد
8 لعل بدخشان
9 تنگنای زنده گی
10 طرح ناز

 » بیشتر بخوانید...
 شعر گمشده
 والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
 بیا که رایت منصور پادشاه رسید
 نهم
 ای در غم تو به سوز و یارب
 گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
 خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم
 من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست
 تجدید سحرکاری ست در جلوه زار عنقا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

صبحگاه مراد

زبسکه ناله ام امروز مدعا اثرست
زقلب سنگ هم این تیر تیز در گذر است

به صبحگاه مراد از امید پیوستیم
از آنکه حضرت دلدار را به من نظر است

رساند طفل سرشکم به صبحگاه مراد
مرا نه پای تردد رسا نه چشم ترست

به غیر عجز مرا نیست دستگاه دگر
اثر نواست دم مرغ گرشکسته پرست

به اوج مطلب خود رشته شد پیاده کنون
طلوع کوکب بختش به عالم قمرست

1359


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *