+ - x
 » از همین شاعر
1 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
2 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
3 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
4 با یاد چشمهای تو
5 انتظار
6 گرد راه
7 درخت
8 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
9 خداحافظ گل سوری
10 به هوای تازه ماند غزل من و غم من

 » بیشتر بخوانید...
 تصنیف مادر
 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
 به شبنم صبح، این گلستان ، نشاند جوش غبار خود را
 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
 توکلت علی الله می روم يار
 عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن
 دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
 طالبان
 بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نیمه شب بود و ساربان بزرگ
پهره می داد كاروانش را
كاروان از لجاجت شب دوش
دیده می بست ساربانش را
فرصتی رفت و دست هایی چند
كار آن قوم زار می كردند
ساربان خواب و كاروان در خون
لحظه ها انتحار می كردند.

كابل – 11 حمل 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *