+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
2 سرنوشت واژگون
3 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
4 قتل عام
5 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
6 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود
7 چرا
8 سکوت سرد و سیاه
9 طعنۀ خنده
10 آرزوی رفته

 » بیشتر بخوانید...
 مهره ای از جان ربودم بی دهان و بی دهان
 کل عقل بوصلکم مدهش
 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
 حکم نو کن که شاه دورانی
 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
 نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
 آن شعلهٔ نور می خرامد
 لبم از نوش او شکر چیند
 تا شدستی امیر چوگانی
 دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

هر روز به درد نو تو درگیر شوی
در پنجۀ نامردی خود گیر شوی

لبخند زنی به سوی هر ناکس و کس
از طعنۀ خنده های خود سیر شوی

محتاج شوی به یک نگاهم آنقدر
کاز لذت شادی های خود تیر شوی

دلتنگ شوی به یک کلامم،بعدش-
محتاج سخن زدن به تصویر شوی

آنقدر برقصی تو به دورادورت
بازیچۀ بی ارزش تقدیر شوی

هر روز به یادت آید آن مکر خودت-
حتا ز نفس گرفتنت سیر شوی

زانو بزنی بر سر قبرت هر روز
با طعنۀ اشک های خود پیر شوی

1390/6/15


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *