+ - x
 » از همین شاعر
1 می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
2 ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
3 بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
4 بالابلند عشوه گر نقش باز من
5 صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
6 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
7 سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود
8 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
9 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
10 فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم

 » بیشتر بخوانید...
 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
 معراج اوج رفعت ايوان صبحگاه
 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
 امروز بحمدالله از دی بترست این دل
 صبح ازل شب ابد نيست بجز دو شهپرم
 ای ساقی خوش اندام جام وفا بیاور
 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
 سحرها در گریبان شب اوست
 باز در اسرار روم جانب آن یار روم
 بازگشت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
وین بحث با ثلاثه غساله می رود
می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت
کار این زمان ز صنعت دلاله می رود
شکرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله می رود
طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر
کاین طفل یک شبه ره یک ساله می رود
آن چشم جادوانه عابدفریب بین
کش کاروان سحر ز دنباله می رود
از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز
مکاره می نشیند و محتاله می رود
باد بهار می وزد از گلستان شاه
و از ژاله باده در قدح لاله می رود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین
غافل مشو که کار تو از ناله می رود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *