+ - x
 » از همین شاعر
1 لعل بدخشان
2 دام مهرویان
3 همت پولاد
4 آهنگ عاشقانه
5 رشته ی امید
6 تبسم
7 لعل جان بخش
8 دیوانه می رقصد
9 ظرف استغنا
10 قانون خموشی

 » بیشتر بخوانید...
 گر علت مرگ را دوا می کردند
 مادر
 حسرت
 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
 پیوند
 از مرگ نترسم که مددکار من است
 در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
 بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
 زرگر آفتاب را بسته گاز می کنی
 روزگاریست که ما را نگران می داری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برق درخشان

یا رب این یک قطره خونم محو توفان کی شد
دیده لبریز این قدر از درد هجران کی شد

حسن محبوب کی زد بس برق حیرت بر سرم
دست امیدم چنین افسون دامان کی شد

عافیت ها رایگان رفت از کفم شد عمر ها
جان و دل رنجور در امید درمان کی شد

در تحیر سوختم، شد عمر ها ای دوستان
این قدر خون دلم لعل بدخشان کی شد

لاله آسا داغ شد دل، حسرت آهنگم هنوز
هستی ام آماده برق درخشان کی شد

انقیاد آهنگ عشقم، بی سر و برگ طلب
شمع آسا سوختم، این شعله سامان کی شد

عمر ها شد می تپم بسمل صفت برگرد خویش
رشته مرغ دل ندانم صید امکان کی شد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *