+ - x
 » از همین شاعر
1 یک چهرۀ جدید... و حالا به زیر خاک
2 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
3 مست ها دروغ نمی گویند
4 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
5 زنده گی به بعضی ها رنگ و بوی شب دارد
6 حق می دهی به من که بمیرم، ضروری است
7 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری
8 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
9 ابتدا از چشم هایت یک جهنم ساختند
10 آدمی بر کف دستش خط اجبار نوشت

 » بیشتر بخوانید...
 او با ما، با ماست
 هر چيز که دارم همه از آن تو باشد
 جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
 چند اندر میان غوغایی
 نی برای دین و نی از بهر دنیا سوختم
 عاشقانه
 خاکستر پروانه
 ساقی برخیز کان مه آمد
 ای بخاری را تو جان پنداشته

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

حرفی میان ما شد و اما به دل نگیر
این اشتباه کوچک ما را به دل نگیر

قربان چشم های تو من، گریه می کنی؟
اندوه را بریز به دریا، به دل نگیر

اصلاً مرا غرور تو دیوانه کرده است
دیوانه را بگیر، بکُش! یا به دل نگیر

چیزی مگر تو از دهن کس شنیده ای؟
خیر است، هر رقم شده حالا به دل نگیر

سر را بمان به شانۀ من هیچ ری نزن
تف کن به روی مردم دنیا، به دل نگیر

مریم! تمام درد دلت را به من بده
غم را بمان به عاشق رسوا، به دل نگیر


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مسیحا:

زیبا بود




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *