+ - x
 » از همین شاعر
1 کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
2 نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
3 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
4 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
5 یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
6 بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
7 من و انکار شراب این چه حکایت باشد
8 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
9 ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
10 خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

 » بیشتر بخوانید...
 آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
 سفر
 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
 سماع از بهر جان بی قرارست
 مهره ای از جان ربودم بی دهان و بی دهان
 ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
 الا ای رهگذر
 عشق باطله
 می گریزد از ما و ما قوامش داریم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *