+ - x
 » از همین شاعر
1 بی تو بسیار گریه کردم
2 دردنامه
3 از آنسوی هستی
4 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
5 سوگ سرود ۲
6 ساقه در بیهوایی
7 مهمان یاد های توام در دوام شب
8 خلوت شاعرانه ام هوس است
9 سوگ سرود ۱
10 شهرزاد

 » بیشتر بخوانید...
 یک جام ز صد هزار جان به
 گر گمشدگان روزگاریم
 شاها بکش قطار که شهوار می کشی
 خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را
 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
 برون کن سر که جان سرخوشانی
 به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
 صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مهمان یاد های توام در دوام شب
بسیار همزبان توام من به کام شب

در بامداد خاطره هایم تو روشنی
هر چند در حصار شبم در کنام شب

باغی کنار خانۀ پاییز ساختم
بالید در مسیر خیال و مرام شب

آیینه ها برابر چشم تو می نهم
خورشید میشوم به سپاه و قیام شب

یک مشت آب بر رخ امید می زنم
آزاد تا شود ز مدار و زمام شب

بر واژه های تازۀ من ناز میکند
دامن فشانده یاس به دور کلام شب

خورشیدواره ایم رها از سپیده ها
صبحی تنیده ایم ولی دور نام شب

دستی گشاده ایم ولی بهر التماس
چشمی گشوده ایم ولی بر نظام شب

30-12-2012


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

متین:

خیلی قشنگ وتاثیرگذاربود.خسته نباشی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *