+ - x
 » از همین شاعر
1 یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
2 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
3 گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
4 گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو
5 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
6 دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
7 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
8 صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم
9 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
10 حسن تو همیشه در فزون باد

 » بیشتر بخوانید...
 فصل سبز شعر
 یک هفته شده مرا پریشان کردی
 دوشیزگان شعرم اگر نیست برقع پوش
 ای تو آب زندگانی فاسقنا
 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
 رفتم تصدیع از جهان بردم
 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
 چندان من از فراق تو آه و فغان کنم
 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
 در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که می زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد
شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *