+ - x
 » از همین شاعر
1 سلام الله ما کر اللیالی
2 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
3 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
4 بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
5 هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
6 کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
7 انت روائح رند الحمی و زاد غرامی
8 غلام نرگس مست تو تاجدارانند
9 به تیغم گر کشد دستش نگیرم
10 زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

 » بیشتر بخوانید...
 قصر بود روح ما نی تل ویرانه ای
 پنجره
 سلام حق
 منم فتنه هزاران فتنه زادم
 شه بیت
 الا میر خوبان هلا تا نرنجی
 در فاصله ها
 آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره ای
 سماع آرام جان زندگانیست
 به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلم کاین مگس قندپرست
تا هواخواه تو شد فر همایی دارد
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند
و از زبان تو تمنای دعایی دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *