+ - x
 » از همین شاعر
1 روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
2 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
3 دل سراپرده محبت اوست
4 سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
5 سلام الله ما کر اللیالی
6 خیال روی تو در هر طریق همره ماست
7 کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
8 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
9 گر دست دهد خاک کف پای نگارم
10 به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می

 » بیشتر بخوانید...
 زمانه کج روشان را به بر نکشید
 برای شما که عشق تان زندگیست
 لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
 اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
 همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
 خطه ی سبز
 اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز
 خیابان
 جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
 فریاد زیر آب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
محقق است که او حاصل بصر دارد
چو خامه در ره فرمان او سر طاعت
نهاده ایم مگر او به تیغ بردارد
کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه
که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد
به پای بوس تو دست کسی رسید که او
چو آستانه بدین در همیشه سر دارد
ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را
دمی ز وسوسه عقل بی خبر دارد
کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد
به عزم میکده اکنون ره سفر دارد
دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *