+ - x
 » از همین شاعر
1 بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
2 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
3 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
4 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
5 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
6 ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
7 مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
8 انت روائح رند الحمی و زاد غرامی
9 خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
10 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

 » بیشتر بخوانید...
 به سوی ما نگر چشمی برانداز
 نگاهش نقشبند کافری ها
 گویم سخن لب تو یا نی
 ظرف استغنا
 بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
 چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات
 طرز خوبان
 بویی ز گردون می رسد با پرسش و دلداریی
 دوش آمد بر من آنکه شب افروز منست
 ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینه ها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورق های غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است
فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است
که داغدار ازل همچو لاله خودروست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *