+ - x
 » از همین شاعر
1 صلاح کار کجا و من خراب کجا
2 به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
3 عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
4 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
5 سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
6 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
7 ساقیا برخیز و درده جام را
8 دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
9 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
10 بشری اذ السلامه حلت بذی سلم

 » بیشتر بخوانید...
 ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
 خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
 دو رباعی
 يار افگند برخ گرچه نقاب من و تو
 ساقی انصاف خوش لقایی
 باوفاتر گشت یارم اندکی
 هرگز دل من ز علم محروم نشد
 فقر را در خواب دیدم دوش من
 شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
 خوشا شیراز و وضع بی مثالش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد
فتح آن در نظر رحمت درویشان است
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
منظری از چمن نزهت درویشان است
آن چه زر می شود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیاییست که در صحبت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت درویشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تکلف بشنو دولت درویشان است
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است
روی مقصود که شاهان به دعا می طلبند
مظهرش آینه طلعت درویشان است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کنف همت درویشان است
گنج قارون که فرو می شود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است
حافظ ار آب حیات ازلی می خواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *