+ - x
 » از همین شاعر
1 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
2 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
3 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
4 ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
5 آن یار کز او خانه ما جای پری بود
6 ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
7 خم زلف تو دام کفر و دین است
8 گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
9 در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
10 ای خونبهای نافه چین خاک راه تو

 » بیشتر بخوانید...
 بسا کس اندوه فردا کشیدند
 ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
 روزم به عیادت شب آمد
 کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
 روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
 دارو
 عمر خبیث
 نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
 دلم از سير گلشن وا نگردد
 چهار بیتی ها بخش سوم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه ای جان من خطا این جاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی آید
تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
نخفته ام ز خیالی که می پزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده می زد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *