+ - x
 » از همین شاعر
1 روضه خلد برین خلوت درویشان است
2 می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
3 خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
4 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
5 از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
6 ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز
7 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
8 به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
9 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
10 در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

 » بیشتر بخوانید...
 پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
 ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
 اندوه
 در کارگه کوزه گری رفتم دوش
 ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
 بخش یازدهم
 لحظه ای قصه کنان، قصهٔ تبریز کنید
 الا ای طوطی گویای اسرار
 پارسی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

می دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب
می چکد ژاله بر رخ لاله
المدام المدام یا احباب
می وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشید دم به دم می ناب
تخت زمرد زده است گل به چمن
راح چون لعل آتشین دریاب
در میخانه بسته اند دگر
افتتح یا مفتح الابواب
لب و دندانت را حقوق نمک
هست بر جان و سینه های کباب
این چنین موسمی عجب باشد
که ببندند میکده به شتاب
بر رخ ساقی پری پیکر
همچو حافظ بنوش باده ناب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *