+ - x
 » از همین شاعر
1 بیتویی های من
2 دو بن بست
3 تعبیر بی خوابی
4 خواب ناتکرار
5 تلخ و شیرین
6 آنسوی شعر
7 پاندول ساعت
8 نیمه راه
9 کوچ
10 عید تلخ

 » بیشتر بخوانید...
 گشته با غير آشنا دل های دل افسوس دل
 اژدها
 چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
 بیا که جام مروت دهیم حوصله را
 آتش افکند در جهان جمشید
 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
 کجکنن اغلن اودیا کلکل
 ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
 روح زیتونیست عاشق نار را
 صدای پای من همیشه تنهاست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چه انتظار سفر مرده در قبیله ی ماست
که هرچه می نگری گام های بی فرداست

نه آفتاب خبر می دهد ز رویش صبح
نه ماه̊ دخترک رو گشاده ی زیباست

دو سوی پنجره توفان و خواب در جنگ اند
صدای رعد گمانم صدای خشم خداست

نشد که پله به پله به آفتاب رسیم
چو گردباد بلندیم و گَرد̊ باد هواست

چگونه جار زنم از بهار و سبزه و سرو
که رقص داس و تبر روبروی آیینه هاست

دو دست عاشق من پله های درد شما
بگو کجاست رسیدن، بگو کجاست کجاست؟!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *