+ - x
 » از همین شاعر
1 کوه، دریا
2 هنگامه
3 نیزه خورشید
4 ای قدمت چراغ من!
5 سر بکش سر بکش
6 استسقا
7 حسن خدایی
8 رشته های پولادین
9 ای کاش
10 باغ من

 » بیشتر بخوانید...
 قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
 چشم تو ناز می کند، ناز جهان تُرا رسد
 بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
 مندیش از آن بت مسیحایی
 آرزو دارم که دل آيينه ی رويت شود
 هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
 ماه کُشی
 پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
 نسیت الیوم من عشقی صلاتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به هر جا که رسیدم طلوع روی تو دیدم
ز شهرزاد خوش آوا، حکایت تو شنیدم

به هر چه شعر سرودم ترانه ساز تو بودی
خیال نقش تو بود آنچه روی صفحه کشیدم

اگر ز خلق گسستم چه غم که با تو نشستم
اطاعت تو گزیدم اگر ز جمع بریدم

به ظلمت شب سردم تو چلچراغ طلایی
طراوت گل صد رنگ شاخه های امیدم

شمیم دلکش جنگل، نسیم صبح بهاری
تو جلوه شب شعرم، تو لطف بخت سپیدم

به بزم ماه لقایان، میان مجلس خوبان
به کبریایی حسن خدایی تو دیدم

سرطان ۱۳۷۸


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *