+ - x
 » از همین شاعر
1 ناز دخترانه
2 پربار
3 فریاد بی آوا
4 فرار
5 قصه های تلخ
6 عزت سرخ
7 عبث
8 شکست
9 آدم، سنگ، آهن
10 نیزه خورشید

 » بیشتر بخوانید...
 چو بلبل نالهٔ زاری نداری
 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
 دل چو دانه ما مثال آسیا
 ای که دایم به خویش مغروری
 بگو ابلیس را از من پیامی
 زندگی بشتافت، یا من؟
 بیاموز از پیمبر کیمیایی
 تعادل
 از کفم خوب ترین هدیه ی دنیا برده
 دو رباعی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خسته شد دلهای ما از درد ها، بیچاره گیها
گم شدیم آخر میان خاکها در تیره گیها

میرویم این بار و ما را نیست برگشتی دوباره
ای خوشا بگریختن از دست این بیهوده گیها

مرغ از باغ ارم بودیم اندر دام گیتی
بیگنه ماندیم در دامان این آلوده گیها

هر کسی آزرد با تیری پر کوتاه ما را
بار دیگر نیست ما را تاب این آزرده گیها

دهر زندان بود و ما در بند قفل آهنین
ای خوشا بر ما که رستیم از حصار بنده گیها

در تپشهای مداوم نیست دیگر اشتیاقی
خسته شد دلهای ما از درد ها بیچاره گیها

اسد ۱۳۷۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *