+ - x
 » از همین شاعر
1 عبث
2 رشته های پولادین
3 آبسال
4 ناز دخترانه
5 استسقا
6 تا بیکران خالی
7 پربار
8 زهرآگین
9 سر بکش سر بکش
10 آدم، سنگ، آهن

 » بیشتر بخوانید...
 شبانه
 انتظار
 گورستان
 برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
 چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
 به دکان نفس دارم بنا آيينه سازی را
 هین که منم بر در در برگشا
 سلمک الله نیست مثل تو یاری
 از سرماگک‎های سرخ

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

روزی که اندیشه هایم به من، جای احساس سرد

هیزمی هدیه آرند

روزی که چشمهایم فراخی کنند

آنچنان

که با دیدن برگ پژمرده ای اقیانوس جاری بدارند

روزی که دستهایم هنر مند گردند و

بر جسم برهوت هستی

لباسی پر از گندم و گل ببافند

روزی که لالایی می تواند

خوابی به چشمان بیمار طفلان بیخانمان آورد

روزی که با نغمه های دل انگیز باران

به ارواح آتش

درودی بخوانم

آنروز من،

شعر پربار و عشق آفرینی

به شیرینی میوه نخل و زیبایی ماه خواهم سرود

سرطان ۱۳۸۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *