+ - x
 » از همین شاعر
1 حسرت
2 انتظار
3 دود
4 تبر
5 جنوب طوفان است
6 کوچ

 » بیشتر بخوانید...
 هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو
 ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
 ای هفت دریا گوهر عطا کن
 تنها نگفته ام رخ زيبا گل گلاب
 کرامات دموکراتیک یک شیخ
 چکامه های آزادی
 بریده شد از این جوی جهان آب
 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
 مرگ
 مخسب ای یار مهمان دار امشب

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

بستر و بالین خود را سنگ خارا کرده ام
لحظه های زندگی را غرق سودا کرده ام

هر کجا گل کاشتم خاری برون آمد پدید
شعر را آخر رفیق روز تنها کرده ام

هستیم در نیستی گم گشت در غوغای دهر
ساحل خود را فدای موج دریا کرده ام

دیو شب را بسته ام با دیده بینای خود
از سکوت شام تارم بزم برپا کرده ام

ناله های آتشینم شعله یی گر می کشد
با غزل های ترم خاموش گرما کرده ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *